تاریخ انتشار :جمعه ۲۱ دی ۹۷.::. ساعت : ۱:۳۰ ب.ظ
فاقددیدگاه

عنایت امام زمان(عج) به زوار زینب کبری(س)

«پیامبر تو را چون جان شیرین، در آغوش فشرد، بر گوشه لبهاى خندانت بوسه زد و گفت:«نامگذارى این عزیز، کار خود خداست. من چشم انتظار اسم آسمانى او مى مانم.»

به گزارش قائم آنلاین، مرحوم حاج محمدرضا سقازاده، که یکى از وعاظ توانمند بود، نقل مى کند: روزى به محضر یکى از علماى بزرگ و مجتهد مقدس و مهذب، حاج ملاعلى همدانى مشرف گشتم و از او درباره مرقد حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) جویا شدم، او در جوابم فرمود: روزى مرحوم حضرت آیت الله العظمى آقا ضیاء عراقى (که از محققین و مراجع تقلید بود) فرمودند: شخصى شیعه مذهب از شیعیان قطیف عربستان به قصد زیارت حضرت امام رضا(ع) عازم ایران مى گردد. او در طول راه پول خود را گم مى کند. حیران و سرگردان می ماند و براى رفع مشکل متوسل به حضرت بقیة الله امام زمان (عج) مى گردد. در همان حال سید نورانى را مى بیند که به او مبلغى مرحمت کرده و مى گوید: این مبلغ تو را به «سامَرّاء» مى رساند.

به گزارش افکارنیوز، چون به آن شهر رسیدى، پیش وکیل ما «حاج میرزا حسن شیرازى» مى روى و به او مى گویى: سید مهدى مى گوید آن قدر پول از طرف من به تو بدهد که تو را به مشهد برساند و مشکل مالى ات را برطرف سازد. اگر او نشانه خواست، به او بگو: امسال در فصل تابستان، شما با حاج ملاعلى کنى طهرانى ، در شام در حرم عمه ام مشرف بودید، ازدحام جمعیت باعث شده بود که حرم عمه ام کثیف گردد و آشغال ریخته شود. شما عبا از دوش گرفته و با آن حرم را جاروب کردى! و حاج ملاعلى کنى نیز آن آشغال ها را بیرون مى ریخت… و من در کنار شما بودم!!

شیعه قطیفى مى گوید: چون به سامرا رسیدم و به خدمت مرحوم شیرازى شرفیاب شدم جریان را به عرض او رساندم. بى اختیار در حالى که اشک شوق مى ریخت، دست در گردنم افکند و چشمهایم را بوسید و تبریک گفت و مبالغى را برایم مرحمت کرد.

چون به تهران آمدم، خدمت حاج آقاى کنى رسیدم و آن جریان را براى او نیز تعریف نمودم. او تصدیق کرد، ولى بسیار متأثر گشت که اى کاش این نمایندگى و افتخار نصیب او مى شد.

دیدگاه خود را به ما بگویید.