تاریخ انتشار :یکشنبه ۲۵ شهریور ۹۷.::. ساعت : ۱۲:۳۰ ب.ظ
فاقددیدگاه

امواج روز افزون مهاجران آب و هوایی

تا سال 2050 انتظار می رود تا یک میلیارد انسان از کشورهایی که هدف تغییرات آب و هوایی قرار گرفته اند، آواره شوند. وقتی قرن بیست و یکم به انتها برسد، تا دو میلیارد انسان ممکن است مجبوربه ترک زادگاهشان شوند.

به گزارش قائم آنلاین، به دلیل آزار و اذیت ها، خشونت ها و جنگی هایی که عمدتا دولت های غربی آنها را به راه انداخته یا تامین مالی کرده اند، در سال های اخیر حدود ۷۰ میلیون نفر مجبور به ترک خانه های خود شده اند. این رقم بی سابقه ای است که از ۶۰ میلیون نفری که در طول جنگ جهانی دوم – که به درستی آن را خونبارترین درگیری تاریخ بشر می دانند – از خانه و کاشانه شان رانده شدند، پیشی می گیرد. در اوایل تابستان سال ۱۹۴۰ که حمله آلمان به فرانسه به اواخر کار خود نزدیک می شد، ۱۲ میلیون درجستجوی مکان های امن تری که در آنجا سراغ داشتند، راهی جاده های شمال فرانسه شدند.
حدود سه نسل بعد در سال ۲۰۱۷  بیش از ۱۶ میلیون نفر در سراسر جهان جا به جا شده اند و منحنی این گرایش سالانه رو به بالا درحرکت است. گفته می شود که افغانستان و عراق از جمله دو کشوری هستند که بیشترین تعداد مردمان بی جا شده را به خود اختصاص داده اند و در طول قرن حاضر میلیون ها تن از این دو کشور گریخته اند. مهاجرت ها را می توان مستقیما به ضرباتی مرتبط دانست که نیروهای مسلح آمریکا که قدرتمندترین نیروی نظامی تمام دوران هاست، بر دو کشور افغانستان و عراق وارد آورده است.
حرکت امواج آوارگان به سمت کشورهای ثروتمند اروپایی، «بحران» به نظر بزرگی را موجب شده است. دراروپا آلمان به تنهایی پذیرای بیشترین تعداد مهاجران بوده و از سال ۲۰۱۵ بیش از یک میلیون نفر وارد این کشور شده اند، با این حال حتی این رقم نیز تنها کمی بیش از یک درصد کل جمعیت فعلی آلمان را تشکیل می دهد.
اردن با تنها ۱۰ میلیون جمعیت در همین دوره پذیرای یک میلیون و ۳۰۰ هزار سوری بوده، درحالی که لبنان کوچک (با جمعیتی شش میلیون نفری) تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار مهاجر را جذب کرده است. از سال ۲۰۱۴ حدود ۶۰۰ هزار پناهجو از آفریقا وارد ایتالیا شده اند و برای عبور از دریای پر مخاطره مدیترانه در قایق هایی نامناسب جانشان را به خطر انداخته اند. اما در ماه های اخیر دولت فرادست راستی ایتالیا از پذیرش مهاجران بیشتر امتناع می کند، از جمله کسانی که از کشورهایی می گریزند که بنیتو موسولینی قبل و در طول جنگ جهانی دوم به آنها حمله کرده بود، مثل اتیوپی، مصر و تونس.
وقتی کشورهای خاورمیانه ای فقیری چون اردن و لبنان تعداد زیادی مهاجر را می پذیرند و فشار بیشتری را بر زیرساخت های شکننده و منابع تقلیل رونده خود متحمل می شوند،  نخبگان غربی این را فاجعه و مصیبت قلمداد نمی کنند. بسیاری از این مهاجران که از سوریه  می گریزند از «گروه های اپوزیسیون شورشی» به شدت مورد حمایت غرب، مرکب از عمدتا تروریست های مرتبط با سازمان هایی چون القاعده هستند.
با این حال فاجعه ای بزرگ تر از این، به سرعت و بی سر و صدا در حال نزدیک شدن است: امواج بزرگی  از مردم بی جا شده در نتیجه یک تغییر آب و هوایی نامتوازن و ناشی از فعالیت های انسانی. تعداد مهاجران اخیر تنها کسری از  جمعیت آوارگانی است که می توان در سال های پیش رو انتظار داشت. کمی بیشتر از یک نسل دیگر تا سال ۲۰۵۰  انتظار می رود که تا یک میلیارد انسان از کشورهایی که هدف تغییرات آب و هوایی قرار گرفته اند، آواره شوند. وقتی قرن بیست و یکم به انتها برسد،  تا دو میلیارد انسان ممکن است مجبوربه ترک زادگاهشان شوند.
روند تغییرات آب و هوایی  کارشناسان با تجربه را به وحشت انداخته است. کاترین مایزنر تحلیلگر آب و هوایی از دانشگاه نیو ساوت ولز در استرالیا در ماه جولای گفت که سرعت گرمایش زمین «بسیار سریع تر از هر زمانی است که زمین درتاریخ خود تجربه کرده است. از نظر نرخ این تغییرات ما در آب های ناشناخته قرارداریم.»

واقعیت این است که توازن بسیار ظریفی بر سیاره ما حاکم است و کوچک ترین اختلالی در  قانونمندی های آن – که مثلا انسان ها عامل آن باشند- می تواند پیامدهای بزرگ و دیرپایی را به دنبال داشته باشد. آلن میکس دانشمند و از همکاران مایزنر از دانشگاه ایالتی اورگان هشدار می دهد: «ما می توانیم انتظار داشته باشیم که بالا آمدن سطح دریا بتواند در این هزاره توقف ناپذیر شود که بر بخش عمده ای از جمعیت جهان، زیرساخت ها و فعالیت های اقتصادی تاثیر خواهد گذاشت.»
این وضعیت به ویژه در اکثر بزرگ ترین شهرهای جهان که درخطوط ساحلی قرار دارند نظیر نیویورک، لس آنجلس، توکیو، مومبای، شانگهای و غیره هشدار دهنده است. در دهه های اخیر ده ها میلیون نفر در سراسر جهان  مناطق درون سرزمینی روستایی را ترک کرده اند و گروه گروه به  مراکز شهری ساحلی کوچ کرده اند. امروزه حدود ۴۰ درصد کل انسان ها در ۱۰۰ کیلومتر از خطوط ساحلی زندگی می کنند.
با این حال سطوح دریا در سطح جهان درطول قرن گذشته و بیشتر از یک قرن گذشته مداوما بالاتر آمده اند، امری که به سوزاندن بیشتر سوخت های فسیلی توسط کشورهای صنعتی مرتبط است. با تشدید ذوب شدن یخ ها در هر دو قطب شمال وجنوب، نرخ بالا آمدن سطح دریاها درطول ۲۰ سال گذشته افزایش داشته است. در طول نسل قبلی اقیانوس ها دو برابر سریع تر از قبل بالا آمده اند.

روی هم رفته سطوح دریاهای ما هم اکنون به نسبت سال ۱۸۵۰ در سطح جهان حدود ۲۰ سانتی متر بالاتر آمده اند. بنا بر نظر پنل بین دولتی در زمینه تغییرات آب و هوایی، تا پایان این قرن می توان افزایشی تا بیشتر از ۹۸ سانتی متر را در سطح دریاها انتظار داشت که ذوب شدن گسترده صفحه یخی گرینلند که ۱۵۰۰ مایل طول دارد عامل اصلی آن خواهد بود. صفحه یخی گرینلند با نرخی سریع تر از آنچه که پیش بینی می شد در حال ناپدید شدن است و تقریبا  دو برابر سریع تر از اواخر قرن نوزدهم ذوب می شود که عمدتا ناشی از افزایش قابل توجه دما در تابستان است.
در همین حال بیشترین تعداد انسان هایی که در خطوط ساحلی زندگی می کنند، کسانی هستند که در چین و هند سکونت دارند؛ دو کشور پر جمعیت اول جهان که با هم بیش از یک سوم کل جمعیت جهان را تشکیل می دهند. قابل توجه آنکه حدود نیمی از یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر چینی در شهرهای صنعتی خطوط ساحلی این کشور زندگی می کند. در طول پنج دهه گذشته میلیون ها چینی در جستجوی  تجارت بیشتر و کسب امتیازات ساحلی، از مناطق درون سرزمینی این کشور به سمت دریاها حرکت کرده اند.
با تداوم بالا آمدن آب اقیانوس ها این همه انسانی که در سواحل زندگی می کنند کجا می توانند بروند؟ اریک سولهایم  رئیس محیط زیست سازمان ملل اخیرا گفته است که «ما همچنان خود را در وضعیتی می یابیم که در آن تقریبا هیچ کار کافی برای نجات صدها میلیون انسان از آینده ای مصیبت بار انجام نمی دهیم.» کسانی که در آفریقا، خاورمیانه و بخش عمده ای از آسیا زندگی می کنند هر چه می گذرد مجبوربه کنار آمدن با دماهای غیرقابل تحمل تر، خشکسالی ها، سیل ها و غیره می شوند.
تغییرات آب و هوایی  تا پیش از این نیز به سختی چین را که بزرگ ترین منتشر کننده گازهای گلخانه ای در دهه گذشته بوده تحت تاثیر قرار داده است. شهرهای ساحلی در  گوآنژو (با ۱۴ و نیم میلیون نفر جمعیت) در جنوب چین به خصوص آسیب پذیری بیشتری دارند و تابستان گذشته مورد حمله سیلابی بی سابقه قرار گرفت که نتیجه توفان های بزرگ بود که یک نشانه کلاسیک دیگر از تغییرات آب و هوایی محسوب می شود. مکان هایی چون گوآنژو که جمعیت آن به مرز انفجار رسیده در سال های پیش رو به شدت تحت تاثر قرار  خواهند گرفت که به ناگزیر به مهاجرت های انبوه می انجامد.

پدیده مرگبار  تشدید رخدادهای آب و هوایی  در تمام مناطق چین تکرار شده است. دانشمندان انگلیسی و آلمانی در سال ۲۰۱۲ شانگهای را که یکی از شهرهای ساحلی چین است با جمعیتی بیش از ۲۴ میلیون نفر، آسیب پذیرترین شهر جهان در برابر سیلاب معرفی کردند. با این حال چین در حال حاضر به میزانی بسیار بیشتر از هر کشور دیگری زغال سنگ می سوزاند، در حالی که بزرگ ترین واردکننده نفت جهان نیز هست؛ سیاست هایی که پیامدهایی جدی به دنبال دارند.
ظرف چند سال جمعیت هند از کشور همسایه خود چین پیشی خواهد گرفت .هر چند که هند کشوری فقیر با مشکلات داخلی شدیدی است، آلودگی های کربنی آن در این دوره حساس نیز همچنان با سرعت رو به رشد است. هند در میان بزرگ ترین مصرف کندگان زغال سنگ و نفت قرار دارد و اکنون در رده سومین تولید کننده بزرگ گازهای گلخانه ای جهان رده بندی می شود که با روسیه در رتبه چهارم فاصله زیادی دارد. آلودگی های کربنی هند تنها ظرف دو سال گذشته تقریبا ۱۰ درصد رشد داشته و با این نرخ، در نهایت جایگاه آمریکا در رتبه دوم را خواهد گرفت.
حدود ۴۵۰ میلیون نفر از جمعیت یک میلیارد و ۳۰۰ میلیونی هند در مناطق ساحلی این کشور زندگی می کنند. نگران کننده آنکه اقیانوس هند با نرخی تقریبا دو برابر میانگین جهانی درحال بالا آمدن است. این اتفاق بیشتر ناشی از گرمای شدید و بادهای اقیانوس هند است که جذب این ناحیه می شود و با گیر افتادن حرارت، آب به طور مداوم بسط پیدا می کند. اقیانوس های درحال بالا آمدن هشدارهای خطرناکی را برای مناطق ساحلی نظیر مومبای (بمبئی سابق)، دومین شهر پر جمعیت هند با بیش از ۱۲ میلیون نفر است که به همراه جمعیت مناطق حومه آن، جمعیتی بیشتر از ۲۰ میلیون نفری را تشکیل می دهد. انتظار می رود که ظرف یک قرن حدود ۴۰ درصد مومبای را اقیانوس بالا آمده  ببلعد و به مهاجرت های دسته جمعی بیشتر منجر شود.
این سناریویی است که به احتمال زیاد بارها و بارها در سطح شهرهای بزرگ جهان مشاهده خواهد شد. در آمریکا شماری از مراکز شهری پست در امتداد اقیانوس اطلس و سواحل خلیج مثل بوستون، نیویورک، میامی، نیواورلئانز و غیره وجود دارند. برای مثال نیویورک  پرجمعیت ترین شهر آمریکا (با ۸ و نیم میلیون نفر) میانگین سطح دریا به نسبت سال ۱۹۰۰ به طور میانگین بیشتر از ۳۰ سانتی متر بالا آمده است. این تقریبا حدود دو برابر  نرخ جهانی بالا آمدن سطح دریاها در طول همین دوره است.
انتظار می رود که تا سال ۲۰۵۰ سطح آب در مناطق نیویورک دست کم ۳۰ سانتی متر بالا بیاید، اما شاید به ۶۰ سانتی متر هم نزدیک شود. با رسیدن به سال ۲۱۰۰  افزایشی ۱۸۰ سانتی متری در سطح دریاها انتظار دور از ذهنی نیست. با  انتشار گزارش های آب و هوایی هشدار دهنده، اصلا تعجبی ندارد که برنامه ریزان نیویورک دست به کار ارائه پیشنهادهایی بزرگ برای حفاظت از  این کلان شهر در برابر این بحران های بی سابقه ای که در افق پرسه می زند شده باشند.
نویسنده: شین کوئین (Shane Quinn) روزنامه نگار که بیشتر درحوزه امور خارجی قلم می زند
منبع: yon.ir/WB0yQ

 

دیدگاه خود را به ما بگویید.