تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱ فروردین ۹۷.::. ساعت : ۴:۱۰ ب.ظ
فاقددیدگاه

تحویل سال نو روی ناو جنگی در دل اقیانوس+تصاویر

«هیچ رادیو، تلویزیون و وسیله ارتباطی نداشتیم و خودمان تشخیص دادیم که اکنون باید لحظه سال‌تحویل باشد...»

به گزارش قائم آنلاین، گاهی پیش می‌آید که آدم سال تحویل را در موقعیت‌های استثنایی باشد. آن سال (عید ۱۳۹۴) برای من از همان موقعیت‌ها بود. تحویل سال بر روی ناو جنگی و در دل اقیانوس.

۵۶ روز از آغاز ماموریت ناوگروه سی و سوم نیروی دریایی ارتش می‌گذشت و ما در راه کشور هند بودیم.

ناو گروه سی و سوم، متشکل از ناو پشتیبان بندرعباس و ناو رزمی شهید دریابان نقدی، یک ناوگروه اطلاعاتی، رزمی و آموزشی بود که تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر را نیز به همراه داشت.


تصویری از ناوگروه ۳۳ نداجا/ ناو بندرعباس (جلو) و ناو نقدی (عقب)

مسیر ماموریت در جنوب شرق آسیا تعریف شده بود و تا آن روز، ناوگروه در دو کشور سریلانکا و اندونزی پهلوگرفته بود و طبق برنامه اولیه، قرار بر این بود تا یک روز مانده به عید (یعنی ۲۹ اسفند ۹۳) در هند پهلو بگیریم و پرسنل هم خوشحال بودند که موقع سال تحویل روی خشکی هستند و می‌توانند از طریق اینترنت و تلفن همراه با خانواده شان در ارتباط باشند اما چند روز قبل از عید، خبر آمد که برنامه تغییر کرده و زمان پهلوگیری در هند به ۴ فروردین موکول شده است.

حال همه گرفته شد ولی چاره‌ای نبود.

ما از چند روز قبل به ناو نقدی منتقل شده بودیم که نسبت به ناو بندرعباس کوچک‌تر بود ولی امکانات بیشتری داشت.

روز آخر سال علی رغم اینکه قرار بود ما مجددا به ناو بندرعباس برگردیم، ولی به دلیل نامساعد بودن هوا و چون می‌بایست این انتقال با قایق انجام می‌شد، در ناو نقدی ماندیم تا موقع سال تحویل را روی یک ناو جنگی باشیم.

پرسنل ناو از چند روز قبل خودشان را برای نوروز آماده کرده بودند. هر باشگاه (افسران و درجه‌داران) برای خودش سبزه عید جدا داشت و تا جایی که امکانات داشتند، سفره هفت‌سینشان را کامل کرده بودند.

فرمانده ناو هم خودش خیلی اهل دل بود و انگیزه زیادی برای چیدن سفره هفت سین داشت.

سال تحویل به وقت تهران حدود ساعت ٢:١٢ بامداد و به وقت ما ٤:١٢ بود. خیلی‌ها بیدار مانده بودند. در باشگاه افسران هم من به همراه فرمانده ناو، دکتر، اگزو (فرمانده دوم ناو) و دو سه نفر دیگر بیدار بودیم.

فرمانده داشت سفره هفت سین را با کمک چند نفر از پرسنل آماده می‌کرد. من هم روی دوتا از تخم مرغ‌های رنگی اسم خودم و مریزاد (عکاس) را به عنوان خبرنگاران حاضر در ناوگروه نوشتم تا به یادگار بماند.

در باشگاه افسران یک تنگ آب با یک ماهی قرمز هم بود که دومین سفر طولانی مدت دریایی خود را تجربه می‌کرد و شاید از این حیث در میان ماهی‌های هم نوع خودش رکورددار باشد. او در این سفر از خط استوا هم عبور کرد.

یک ساعت مانده به تحویل سال، داشتم از شدت خواب بیهوش می‌شدم. فرمانده ناو هم همانجا روی صندلی خوابش برده بود.

یک فیلم سینمایی گذاشتیم تا سرمان گرم شود. نزدیک سال تحویل، تعداد بیشتری به جمعمان اضافه شدند و سال را وقتی تحویل کردیم که باشگاه افسران پر بود. بقیه باشگاه‌ها هم همین وضعیت را داشتند.

هیچ رادیو، تلویزیون و وسیله ارتباطی نداشتیم و خودمان تشخیص دادیم که اکنون باید لحظه سال‌تحویل باشد.

حاج آقای ناو (مسئول عقیدتی سیاسی) دعای تحویل سال را خواند و بعد همه صلوات فرستادند و روبوسی کردند.

خستگی از سر و کول همه می‌ریخت. خصوصا افسرهایی که در طول روز درگیر کارهای خودشان بودند و انصافا هم کار طاقت‌فرسایی بود. برخی افسر موتورخانه بودند، برخی در پل فرماندهی راهبری کشتی را بر عهده داشتند. برخی افسر برق بودند و خلاصه هر کدام مسئولیتی بر عهده‌شان بود که همه توانشان را در طول روز می‌گرفت.

با فرمانده ناو و حاج‌آقا رفتیم و به نگهبان‌ها و باشگاه‌های دیگر سر زدیم. چند منور هم شلیک کردند.


چند روز قبل از سال جدید، برنامه جشنی توسط دانشجویان بر روی ناو برگزار شد

بازار عکس یادگاری با سفره هفت سین داغ بود و آشپزها هم کیک خوشمزه‌ای پخته بودند.

با تلفن ماهواره‌ای که همراه داشتیم توانستیم با خانواده صحبت کنیم. خیلی کوتاه فقط سال نو را تبریک گفتیم.

تا ساعت ۶ صبح بیدار ماندم و بعد رفتم خوابیدم.

ظهر روز اول عید، آشپزهای ناو سنگ تمام گذاشتند و مرغ شکم‌پر درست کردند. وضعیت غذا در ناو خوب بود و امکان فراهم کردن هرنوع غذایی وجود داشت. آشپزها هم کارشان را خوب بلد بودند.

۴ روز بعد ناوگروه در بندر کوچین هند لنگر انداخت.

دیدگاه خود را به ما بگویید.