تاریخ انتشار :پنج شنبه ۶ مهر ۹۶.::. ساعت : ۱۰:۳۰ ق.ظ
فاقددیدگاه

یاری که خود را سپر نماز کاروان حسینی کرد

سعید بن عبدالله آنگاه که امام حسین(ع) و یارانش نماز خوف را به جماعت خواندند، مقابل حضرت ایستاد و هدف تیرهاى دشمن‏ قرار گرفت. زمانی که به زمین افتاد، گفت: خداوندا من پاداش خود را در یارى ذریه پیامبرت از تو مى‏‌خواهم.

به گزارش قائم آنلاین،«سعیدبن عبدالله حنفی» از بزرگان شیعه در کوفه و یکی از شجاعان عرب بود و فردی ممتاز از نظر عبادت و تهجد و زهد و تقوا به شمار می‌رود. سعید دو نوبت به خدمت ابی عبدالله شتافت و در نوبت دوم نامه حضرت مسلم بن عقیل را که در آن به تشریح احوال و اوضاع اهل کوفه پرداخته بود، همراه خود به مکه برد.

محمد بن بشر می‌گوید دو روز دیگر صبر کردیم و هانى بن هانى سبیعى و سعید بن عبد الله‏ حنفى‏ را همراه با نوشته‏ایی به سوى حسین علیه‌السلام فرستادیم، نوشتیم: بسم الله الرحمن الرحیم، از شیعیان مؤمن و مسلمان حسین بن على به آن حضرت، عجله نما؛ چرا که مردم منتظر شما هستند و جز شما روى کسى نظر ندارند، عجله عجله! و السلام علیک‏؛ این دو آخرین پیک‌های مردم کوفه بودند.

اظهار وفاداری سعید بن عبدالله به امام حسین(ع)
شب عاشورا هنگامی که امام حسین(ع) پس از خطبه معروفش گفت: تاریکی شب شما را فرو پوشانده، برخیزید و بروید و خود را از این مهلکه برهانید. سعید بن عبداللّه از جای برخاست و گفت: ای پسر پیامبر، به خدا سوگند ما دست از یاری‌ات برنداریم و تو را رها نکنیم، تا خدا بداند که ما وصیت پیامبر را در حق ذریه‌‌اش حفظ کردیم، به خدا سوگند اگر بدانم کشته می‌شوم سپس زنده می‌شوم، آنگاه به آتش سوخته خواهم شد و خاکسترم را بر باد می‌دهند و هفتاد بار با من چنین کنند از تو جدا نخواهم شد تا جانم را فدایت کنم. چگونه از تو جدا شوم در حالی که یک بار کشته شدن بیشتر نیست و پس از آن کرامت و عزت سرمدی و نعمت ابدی است، نعمتی که هرگز برای آن زوال و فنایی نمی‌باشد. «حسین انصاریان، با کاروان نور»

همچنین در نقلی دیگر است که سعید بن عبد الله‏ حنفى‏ گفت: قسم بخدا، تو را رها نخواهم کرد تا خدا بداند که ما در زمان غیبت رسول الله(ص) از شما محافظت کرده‏‌ایم، و الله اگر بدانم کشته مى‏‌شویم سپس زنده گردیده [زنده‏] زنده سوزانده مى‏‌شوم و سپس تکه تکه مى‏‌گردم و این عمل هفتاد بار با من انجام مى‌‏شود از شما جدا نمى‏‌شوم تا در کنار شما با مرگم خدا را ملاقات کنم، چگونه چنین نکنم در حالى که این کشته شدن بیش از یک بار نیست ولى بزرگى و کرامتى را به دنبال دارد که هرگز از بین نخواهد رفت.‏

لحظه شهادت سعید بن عبدالله
وی از جمله یاران امام حسین (علیه‌السلام) بود که در روز عاشورا و در هنگام اقامه نماز ظهر همراه زهیر بن قین از کاروان حسینی حفاظت کردند. نقل است آنگاه امام حسین(ع) و یارانش نماز خوف را به جماعت خواندند، وی پیش روى حضرت ایستاد، و هدف تیرهاى [دشمن‏] قرار گرفت، از راست و چپ به او تیر مى‏زدند.(وقعةالطف) هر تیر که به سوى حسین علیه‌السلام کمانه می‌کرد، سعید بن عبدالله بن جان مى‏خرید و همواره خود را سپر جان امام مى‏کرد و قدمى واپس نکشید تا به زمین افتاد. مى‏گفت: خداوندا بر اینان لعنتى چون لعن عاد و ثمود فرو فرست، خداوندا، پیامبرت را از من سلام برسان و وى را ابلاغ فرما که ما چه رنج‌ها که از جراحات وارده دیدیم، چه من پاداش خود را در یارى ذریّه پیامبرت از تو مى‏خواهم، و آن گاه به شهادت رسید(لهوف)

طبری در تاریخ خود می‌نویسد: در پایان نماز خوفی که امام حسین علیه‌السلام در اول ظهر عاشورا خواند، درگیری سختی پیش آمد و زمانی که دشمن خود رابه امام حسین علیه‌السلام رساند، سعید حنفی پیش روی امام قرار گرفت و خود را هدف تیرهای دشمنان قرار داد. سپاه عمر سعد از چپ و راست به سوی امام تیراندازی می کردند و سعید گاهی با صورت، گاهی با سینه، گاهی به دو دست و گاهی هم به پهلوی خود پذیرای تیرها می‌شد به گونه‌ای که حتی یک تیر هم به امام اصابت نکرد تا این که به زمین افتاد.»

دیدگاه خود را به ما بگویید.