تاریخ انتشار :پنج شنبه ۶ مهر ۹۶.::. ساعت : ۷:۵۵ ب.ظ
فاقددیدگاه

شهیدی که امام حسین(ع) بارها او را در کربلا آزمود

آزمونی که خداوند بشیر (بِشر) ابن عمرو حضرمی را دچارش کرد و سرافرازی وی از این امتحان، بسیار عجیب، قابل دقت و تأمل است....

به گزارش قائم آنلاین، «بشیربن عمرو حضرمی» از اعراب قبلیه «کِنده» و مانند بسیاری از مردم کوفه اصالتی یمنی داشت. او از یاران امیرالمؤمنین (علی ‎السلام) و از جمله تابعین محسوب می‌شد و به‌نیکی ستوده شده بود. فرزندان او نیز افرادی شجاع و دلاور بودند و در جنگ‌ها به دلاوری معروف بودند. بشیر در زمانی که امام حسین(ع) مشغول گفتگو با عمر سعد بود از فرصت استفاده کرد و به سپاه امام (علیه السلام) ملحق شد. (ابصارالعین فی انصارالحسین(ع))

اما آزمونی که خداوند بشیر (بِشر) ابن عمرو حضرمی را دچارش کرد و سرافرازی وی از این امتحان، بسیار عجیب، قابل دقت و تأمل است. در شب عاشورا زمانی که امام حسین(ع) اجازه ترک میدان به یارانشان دادند، همزمان با اسارت فرزند بشیر در مرز ری بود. اولین عکس‌العمل بِشر نسبت به این رویداد، این جمله بود: «پاداشش را از خدا مى‏‌گیرم، دوست نداشتم در حیاتم به اسارت گرفتار شود». امام حسین(ع) که معلم و مربی صحنه کربلا و عالم بود، بشیر را بیشتر آزمود و فرمود: «خدا رحمت فرماید، بیعت را از تو بازگرفتم براى آزاد کردن پسرت برو دست به کار شو؛ رَحِمَکَ اللَّهُ أَنْتَ فِی حِلٍّ مِنْ بَیْعَتِی فَاعْمَلْ فِی فَکَاکِ ابْنِک» بِشر که آتش محبت امام حسین(ع) بر جانش رخنه کرده بود، پاسخ داد: «درندگان مرا زنده بخورند اگر از ساحت تو جدا شوم».

این جمله بشیر به‌حدی عمق داشت که در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به ایشان می‌خوانیم: «السَّلَامُ عَلَى بَشِیرِبْنِ‏ عُمَرَ الْحَضْرَمِیِّ، شَکَرَ اللَّهُ لَکَ قَوْلَکَ لِلْحُسَیْنِ وَ قَدْ أَذِنَ لَکَ فِی الِانْصِرَافِ: أَکَلَتْنِی إِذاً السِّبَاعُ حَیّاً إِذَا فَارَقْتُکَ، وَ أَسْأَلُ عَنْکَ الرُّکْبَانَ، وَ أَخْذُلُکَ مَعَ قِلَّةِ الْأَعْوَانِ، لَایَکُونُ هَذَا أَبَداً؛ سلام بر بشربن عمر حضرمی؛ خدا به تو پاداش خیر دهد به‌جهت اعلام وفاداری‌ات نسبت به امام حسین(ع) آنگاه که به تو اجازه انصراف داد و در پاسخ گفتی: «درندگان زنده زنده مرا بخورند اگر از تو جدا شوم و در این بی‌کسی تنهایت گذارم و سپس سراغت را از کاروانیان بگیرم، نه، نه، هرگز چنین نخواهد شد».

اما امام حسین(ع) که تک تک اصحاب را بارها آزموده بود، مجدداً به ایشان فرمود: «این بردها را به پسرت بده تا براى آزادى برادرش از آن بهره گیرد». اما بشیر که مسیر هدایت را یافته بود و قصد نداشت به هیچ وجه آن را رها کند، تا جایی پیش رفت که در رکایت مولایش به مقام رفیع شهادت رسید.

دیدگاه خود را به ما بگویید.