تاریخ انتشار :دوشنبه ۳ مهر ۹۶.::. ساعت : ۸:۰۰ ق.ظ
فاقددیدگاه

آیا قاضی شریح به قتل امام حسین (ع) فتوا داد؟

در برخی از کتاب‌های تاریخی بیان شده که شریح بن حارث کندی مشهور به شریح قاضی فتوا به قتل امام حسین (ع) داده است. در ادامه به بررسی صحت این گزارش می پردازیم.

به گزارش قائم آنلاین، یکی از مهم‌ترین ابهامات راجع به نقش شریح در جریان نهضت کربلا این است که آیا فتوای شریح مبنی بر وجوب جهاد با امام حسین علیه‌السلام واقعیت داشته است یا خیر؟ مبنای این تردید، مربوط به ضرب المثلی در زبان فارسی است که علامه دهخدا به آن اشاره دارد و در میان مردم به خصوص شیعیان شایع است.[۱] البته خود دهخدا نیز تأکید کرده است که این خبر سند ندارد.

بنا بر تحقیق و جستجویی که در کتاب‌های حدیثی و تاریخی اولیه و قابل استناد شده است،‌ چنین چیزی یافت نشده است و فقط مترجم کتاب الفین علامه حلی نیز به فتوای شریح اشاره کرده است.[۲] اما باید توجه کرد که این مطلب در خود الفین نیست بلکه در تعلیقات کتاب آمده که مترجم آن را اضافه نموده است لذا نباید تصور شود که این نظر علامه حلی بوده است.

فتوایی که از شریح قاضی نقل می‌شود که بر اساس آن، او حکم به قتل امام حسین (ع) داده است و با چنین عبارتی به او منتسب می‌شود:«إنّ حسین بن علیّ بن ابی طالب لقد شقّ عصا المسلمین و خالف امیر المؤمنین و خرج عن الدّین ثبت و حقّق عندی قضیت و حکمت بدفعه و قتله حفظا لشریعه سیّد المرسلین.

حسین ستون مورد اعتماد مسلمانان را به دو نیم کرده و با امیرالمؤمنین، یزید بن معاویه، به مخالفت پرداخته است. برای من، خروج او از اسلام محرز شده و حکم من جنگ با اوست و قتل او برای حفظ شریعت اسلام، واجب است.»

اگر چنین خبری صحت داشته باشد، می‌توان گفت که یکی از عوامل اصلی و بسیار مهم در بسیج مردم کوفه و شام علیه امام حسین (ع)، صدور چنین فتوایی از شخصی فقیه، مجتهد، مفسر، ملا و قاضی خلفای راشدین بوده است.

برخی از تاریخ‌دانان در تحلیل خود بیان می کنند که با اینکه در منابع قدیمی چنین خبری مشاهده نمی‌گردد اما شواهدی مبنی بر تصدیق و تأیید آن موجود است که عبارتنداز:

۱. سازگاری شریح با تمامی اندیشه‌های خلفای معاصر خود

۲. تمایل و گرایش سریع به قدرت برتر (عبیدالله) و سهیم شدن در برنامه‌های او در مخالفت با طرفداران آل علی (ع)

۳. ضعف نفس و محتاط و ترسو بودن و حساب بردن از عبیدالله، که ابن سعد هم در کتاب خود به آن اشاره می‌کند.

اما با توجه با اسناد تاریخی نمی توان خیلی به این تحلیل تکیه کرد و ازلحاظ تاریخی این مساله اثبات پذیر نیست و نمی توان سیر تحولات تاریخی دیگر را برمبنای این گزارش تاریخ بررسی کرد و آن را علت بسیج مردم کوفه دانست.

پی نوشت:

[۱] علی اکبر دهخدا، لغتنامه (چاپ اول: تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳) ج۲۶، ص۳۴۹٫

[۲] ترجمه الفین، ص۱۰۰۳،علامه حلی، حسن بن یوسف، مترجم: وجدانی، جعفر، تهران، سعدی و محمودی، بی‌تا

دیدگاه خود را به ما بگویید.