تاریخ انتشار :یکشنبه ۲ مهر ۹۶.::. ساعت : ۹:۰۰ ب.ظ
فاقددیدگاه

۳سطح عزاداری برای حضرت سیدالشهدا(ع)

سطح اول «عزاداری سنتی» است که شیعیان بنابر فرهنگ عمیق و ریشه داری که از معارف دین به آنها رسیده است، طی سالیان متمادی در موسم عزاداری به دور هم جمع می شوند و به ذکر مصیبت و گریه می‌پردازند.

به گزارش قائم آنلاین،سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محمدصادق حیدری تهرانی با موضوع «قیام حسینی در برابر جاهلیت اولی؛ قیام خمینی در برابر جاهلیت مدرن» که در شب دوم محرم برابر با ۳۱ شهریور ۹۶ در حسینیه اندیشه برگزار شد، از نظر شما می گذرد.

سه سطح از عزاداری برای مصیبت حضرت سیدالشهدا(ع) بیان شد: سطح اول «عزاداری سنتی» است که شیعیان بنابر فرهنگ عمیق و ریشه داری که از معارف دین به آنها رسیده است، طی سالیان متمادی در موسم عزاداری به دور هم جمع می شوند و به ذکر مصیبت و گریه پرداخته و از ثواب فراوان آن بهره مند می شوند و در کنار آن حاجات زندگی خود را از ائمه اطهار (ع) می گیرند. سطح دوم «عزاداری مبارزاتی» است که بر اثر هجمه ها و فشارهای جدید دستگاهِ ابلیس و طاغوت در ۱۵۰ سال گذشته نسبت به جامعه ایمانی بوجود آمده و از مجالس عزا برای بسیج کردن جامعه شیعه در برابر مظالم دستگاه باطل استفاده شده است. پس اگرچه عزاداری سنتی برای جامعه شیعه ثروت عظیمی محسوب می شود اما هیچ انسان عاقلی حاضر نیست ثروت مادی خود را به حال خود رها کرده و در صدد افزایش آن نباشد، چه رسد به ثروت های عظیمِ معنوی!

لذا به نظر می‌رسد توقف در این دو سطح از عزاداری، برای وفای به عهد نسبت به حضرت ولی عصر کفایت نمی کند. چرا که شیعه از دوران مبارزه عبور کرده و به سطح جدیدی از ظرفیت یعنی سطحِ «حکومت داری» رسیده است. با ملاحظه سیر تاریخ روشن می‌شود که بعد از غارت‌ها و کشتارهایی که به صرف شیعه بودن بر محبین اهل‌بیت روا داشته شد، بعد از مدتها در نقاطِ پراکنده ای چون قم و کاشان و ری و… امنیتِ نسبی برای جان شیعیان مهیا شد و یکی زندگی چریکی و پارتیزانی برای آنان شکل گرفت. سپس مصائب و فشارهای زیادی توسط بزرگان شیعه تحمل شد تا اینکه آن نقاط پراکنده، در دوران صفویه به «امت شیعه» تبدیل گشت. بعد از آن همه مرارت ها، امروز مومنین از ظرفیتِ جامعه سازی و امت سازی عبور کرده و به ظرفیت جدیدی به نام حکومت‌داری رسیده‌اند. این فرصت بی‌مانند، امتحانات جدیدی را در برابر جامعه شیعه قرار داده است. لذا عزاداری ها باید نسبت خود را با این ظرفیت جدید مشخص کنند. اگر هویتِ شیعه به مجالس عزاداری بازمی گردد، باید رابطه عزاداری‌ها با امتحاناتی که در برابر شیعه قرار گرفته، مشخص شود. چرا که امتحانات الهی تعطیل ناپذیر است: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» آیا مردم گمان می کنند به صرف اینکه گفتند ایمان آوردیم امتحانات الهی پایان می‌پذیرد؟!

اساسا عبور از امتحاناتِ جامعه دینی، فقط بوسیله انگیزه های دینی ممکن است و اوج انگیزه های دینی در این مجالس ظهور و بروز پیدا می کند. پس اگر شیعه از ظرفیت تشکیل امت عبور کرده و به ظرفیتِ اداره نظام و حکومت رسیده، طبیعتا امتحانات الهی نیز به تبعِ همین ظرفیت جدید شکل می‌گیرد. از این‌رو اگر مساجد و حسینیه ها و تکایا به بخشی از زندگی روزمره‌ی مادی تبدیل شوند و مجرای سیاستِ الهی نباشند، می توان گفت مشکلات جامعه شیعه تشدید خواهد شد، انگیزه های الهی منزوی خواهد شد و انگیزه های مادیِ ناشی از ساختارهای غربی، جای آنها را خواهند گرفت. پس منظور از «عزاداری حکومتی»، پرداختن به امور خُرد سیاسی نیست بلکه منظور این است که امتحاناتِ جامعه شیعه سیرِ تحول دارد و این سیر امروز به جایی رسیده که بعد از تثبیتِ سیاسی، در مقابل یک جنگ اقتصادی و جنگ فرهنگیِ تمام عیار قرار دارد و ایجاد جبهه در برابر این کارزار تمام‌عیار، جزء از طریقِ مجالس عزاداری ممکن نیست.

اگر مقام معظم رهبری (حفظه الله) دائما نسبت به پایمال شدنِ «هویتِ انقلابی» در نهادهای مختلف نظام ابراز نگرانی می کنند، پاسخ مناسب به این هشدار از چه طریقی میسر است؟ آیا از طریق روند اداری و برخوردهای عرفی و ساده امکان پذیر است؟! یا به درکِ جدیدی نسبت به حرکت انبیاء در طول تاریخ و تحلیل نوینی از ارتباط «انقلاب اسلامی» و «عاشورا» و «حرکت انبیاء» نیاز داریم؟! البته دوستداران انقلاب به صورت وجدانی می دانند که این انقلاب، اسلامی است اما تا زمانی که این «فهمِ وجدانی» به «فهمِ خود آگاه و استدلالی» تبدیل نشود، کسانی که تخصص و استدلال در امر اداره نظام را به دست دارند، «هویت انقلابی» را به سوی جهتِ مدنظر خود تاویل خواهند کرد با تکیه به «فلسفه تاریخ مادی» و از طریق ادبیات علمی موجود در چشم‌اندازها و برنامه‌های توسعه مادی، هویت انقلابی را در سطح اداره نظام و نهادهای آن از بین خواهند برد.

در همین راستا می‌توان به این فقرات زیارت وارث خطاب به حضرت سیدالشهداء توجه نمود:

«السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُوسَی کَلِیمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِیسَی رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِیبِ اللَّهِ»

در واقع «حرکتِ حسینی» در ادامه «حرکتِ انبیاء» است و این «وراثت الهی» بوده که در میان انبیاء جریان داشته تا اینکه به حضرتِ سیدالشهداء ارث رسیده است. اما این ارث چیست؟ در پاسخ باید گفت به نظر می‌رسد آنچه که حضرت سیدالشهداء از انبیاء و اوصیای گذشته به ارث بردند، «وضعیتِ عملی و عینیِ خداپرستی» بوده است. توضیح این‌که کفر تنها به «انکار وجود خدا در ذهن یک کافر» منحصر نمی‌شود بلکه کافر یک زندگی اثباتی نیز دارد و در سلسله افعالی که انجام می دهد به دنبالِ «هوای نفس» خود و تخلیه شهوات تا بالاترین سطح ممکن است. لذا برخی کفار که بدنبالِ کمترین زحمت و بالاترین بهره از دنیا هستند، دیگران را به زیردستی و تبعیت از خود مجبور می‌کنند و بر محورِ هوای نفس خود، به «ساخت جامعه» مبادرت می‌کنند و این‌گونه «قدرت عینی» برای آنان ایجاد می‌شود.

بر این اساس است که می توان گفت: «کفرِ عینی» ما را به «خداپرستی عینی» رهنمون می‌سازد و انبیاء الهی در مقابلِ «قدرتِ عینیِ» کفر مبعوث می شوند تا با استعانت از خدای متعال، مردمی را که زیر سلطه ائمه کفر قرار دارند، آزاد کنند و برای صیانت از مومنین، جامعه الهی را در عالم خارج تحقق بخشند. در غیر این‌صورت، مستکبرین و طواغیت با ایجاد جامعه، پسند و سلیقه و ذائقه و ارتکازات مردم را تغییر می‌دهند و آنان را به عمق ظلمات می‌برند و «والذین کفروا اولیاءهم الطاغوت یخرجونهم من النورِ إلی الظلمات» را تحقق می‌بخشند؛ به نحوی که مردم در برابر انبیاء الهی می‌گویند: «ما نفقه کثیراً ممّا تقول» ای پیامبر، خیلی از حرف های تو را نمی فهمیم!

این بدان علت است که مردم تحت ولایت و پرورشِ امامِ جائر تربیت شده‌اند و او به کمک دستگاهی که ساخته، روح و ذهنیتِ مردم را در اعماق ظلمت برده است. در طرف مقابل نیز معتقدین به خدای متعال، قبل از هر چیزی در مقابلِ «وضعیتِ عینیِ کفار» قرار دارند. لذا اولین وظیفه و ماموریتِ تمام انبیاء الهی، پرچمداریِ «خداپرستی عینی» در مقابلِ «وضعیتِ عینی کفر» در عالم خارج است. ان شاء الله شب آینده به تطبیقِ ماموریت فوق نسبت به هر یک از انبیاء اولوالعزم پرداخته خواهد شد تا بر این اساس، «حرکت نبی اکرم» و «قیام عاشورا» نیز تحلیل شود و در نهایت نسبتِ «انقلابِ اسلامی ایران» با قیام عاشورا و انبیاء سلف روشن گردد.

دیدگاه خود را به ما بگویید.